تبليغاتX
حرفای دلتنگی...........

حرفای دلتنگی...........


 
 

سلام 

يک ماه پيش به من ايميلي اومد که باور نکردم
موبايل , HDTV و ... رايگان ، من هم باور نکردم
خوندم و عضو شودم حالا ديروز گوشي برام اومد به خاطر همين ميگذارم تا شما هم عضو بشين مدت اومدن گوشي حدود 3 هفته هست
گوشي که من انتخاب کرده بودمn96 نوكيا

ثبت نام (براي دريافت هديه رايگان موبايل؛گيم،تلوزيون و .... )

دروغ نيست واقعيت داره


عضويتش هم رايگانه (به نظر من که هيچ ضرري نداره) 10 دقیقه هم بیشتر طول نمیکشه

چرا اين شرکت هداياي مجاني مي دهد ؟

اين شرکت در واقع يک شرکت تبليغاتي است که توسط شرکت هاي بزرگي همچون اپل، نوكيا، سوني اريكسون، سامسونگ و ... پشتيباني مي شود

و در واقع براي آنها تبليغ ميکند که خرج اين گونه تبليغات بسيار کمتر از تبليغات در تلويزيون هاست..

شما فقط با زير مجموعه گيري مي توانيد گوشي موبايل،کنسولهاي بازي، mp3 player و تلویزیون LCD و ... دريافت کنيد
.

عضو گيري هم فقط از طريق ثبت نام تو سايت صورت ميگيره نه پوليه نه گلد کويسته نه خطر داره به خدا هيچي نيست فقط تبليغاته براي عضو گيري هم فقط بايد لينکشو براي رفيقت بفرستي


مثلا k800 :براي گرفتن اين گوشي نياز به 13 زير مجموعه دارين يعني شما 13 تا دوست ندارين?

اگر n95 بخواي 37 نفر بايد زير مجموعه جمع کني
.

هر گوشي که بخواي يه تعداد خاصي بايد زيرمجموعه جمع کني که بالاترينش 45 نفره
.

با 25 زیر مجموعه میتونید یک تلویزیون lcd بگیرید


به نظر من که آشنا و دوستان شما بيش از 45 نفر هم هستند . تازه آنها هم يک گوشي رايگان ميگيرند .

____________________________________________

مراحل كار
:

ابتدا بايد با استفاده از لينك زير وارد سايت xpango بشيد
:

http://www.xpango.com?ref=92043216

از این لینک بالا copy بگیرید و در قسمت adress یعنی اون بالا paste کنید
بعد بر روي چيزي كه مي خواهيد انتخاب كنيد (موبايل- ام پي تري پلير-کنسول گيم- HDTV) كليك كنيد


سپس روي گزينه ي Sign up Now كليك كنيد

يا

ثبت نام

وبعد طبق مراحل زير عمل کنيد

:First name
نام خود را بنويسيد.

:Last name
نام خانوادگي خود را بنويسيد
.

:Email
آدرس ايميل خود را وارد كنيد. (ايميل شما بايد واقعي باشد چون براي تكميل ثبت نام بهش نياز داريد و از ایمیل یاهو استفاده نکنید
)

:Password
براي خود پسورد انتخاب كنيد
.

:Address1
آدرس خود را دقيق به انگليسي بنويسيد
.

نوشتن آدرس پستي خود به انگليسي را درست ياد بگيريد چون موبايل يا هر پکيج ديگري که انتخاب کرده ايد به آدرستان ارسال خواهد شد
:

لازم نيست در اين قسمت نام شهر، استان، کد پستي و ... را وارد نمائيد، در فيلدهاي پائين تر مي توانيد آنها را درج کنيد
:
براي دادن آدرس به انگليسي من کمکتون ميکنم ، مثلا
:
پلاك
no
واحد
unit
طبقه floor يا
flat
ساختمان
bldg
كوچه
alley
خيابان
st
خيابان بزرگ
ave
بلوار
blvd
ميدان
sq
چهارراه
cross
بعد از
after
قبل از
before
جاده
rd
جنوبي
south
شمالي
north
غربي
west
شرقي
east

به طور مثال
:

enghelab sq , imam ave, shah st, shahid alley, aseman bldg, floor2, unit8

در قسمتهاي پايين تر هم
:

:Town/City
شهر خود را بنويسيد
.

:County/State
نام استان خود را بنويسيد
.

Country:
نام كشور خود را انتخاب كنيد
.

:Free Gift
نام هديه را انتخاب كنيد، ( بعد از ثبت نامه قابل تغییر است
)

:Post Code/Zip
در اين قسمت كد پستي منزل خود را وارد كنيد
.

:Referral ID
در اين قسمت كدي وجود دارد به آن دست نزنيد



در قسمت Term and Condintion يك تيك بزنيد

نحوه پر کردن فرم ثبت نام

توجه : اگر کد نوشته نبود يعني ثبت نام شما ناقص است و دعوتنامه نداريد و ثبت نام شما اعتبار ندارد .
(
کدی که برای شما باید ببینید

است )92043216


اگر در هنگام ورود مشخصات مشكلي پيش نياد، به ايميلتان آدرسي مياد (عجله نداشته باشيد بعد از 15 دقيقه حتما مياد) بر روش كليك كنيد تا ثبت نامتون تكميل بشه(توجه كنين كه در پيام ارسال شده دو لينك وجود داره كه اولي براي فعال سازي {لينکه کوچيک} و دومي براي انصراف از ثبت نام هست. پس دقت كنين كه لينك دومي رو كليك نكنين
!)

خب حالا یه ایمیل دیگه واسه شما میاد که شامل یه لینک واسه Login هسش . روش کلیک کنید
.

در قسمت user name آدرس email خودتون رو که با اون ثبت نام کرده ايد و در قسمت password هم پسوردتون رو بنويسيد و روي گزينه login کليک کنيد
.

و بعد وارد صفحه اي خواهيد شد كه لينك زير مجموعه گيري شما در آن موجود است. شما بايد اين لينك را به افراد بدهيد و اگر كسي با اين لينك ثبت نام كند زير مجموعه ي شما خواهد شد
.

بعد از اينكه كسي در زير مجموعه ي شما قرار گرفت و فعال شد(زير مجموعه گرفت) 1 امتياز به شما داده مي شود و شما بعد از كسب امتيازهاي لازم براي دريافت پكيج انتخابي مي توانيد آن را درخواست بدهيد تا ارسال شود
.

بعد اين ديگه به شما بستگي داره که چه کار مي کنين.و چند نفر رو ميتونيد زير مجموعه خود کنيد


توجه:
*
بيشتر از يك بار در يك كامپيوتر ثبت نام نكنين، چون حساب شما باطل ميشه
.
*
در مكانهايي مثل كافي نت يا سايتهاي كامپيوتري مدارس و دانشگاهها ثبت نام نكنين، چون احتمال اينكه دو نفر از طريق يك كامپيوتر ثبت نام كنن

خيلي زياده و عضويت هر دو نفر باطل ميشه

*
آدرستون رو دقيق وارد كنين چون هديتون به اون آدرس ارسال ميشه

در ميل اول کد به شما ميده و در ميل دوم لينک ورود به اکانت

اگه سوالی بود در خدمتم


http://www.xpango.com?ref=92043216
شما هم میتونید پس عضو شدن لینک مخصوصه خودتونو برای دیگران بفرستید



+نوشته شده در جمعه 1388/07/24ساعت20:1توسط I am emo girl |


To fall in love
عاشق شدن


To laugh until it hurts your stomach
.آنقدر بخندی که دلت درد بگیره


To find mails by the thousands when you return from a
vacation.
بعد از اینکه از مسافرت برگشتی ببینی
هزار تا نامه داری


To go for a vacation to some pretty place.
برای مسافرت به یک جای خوشگل بری


To listen to your favorite song in the radio.
به آهنگ مورد علاقت از رادیو گوش بدی

To go to bed and to listen while it rains outside.
به رختخواب بری و به صدای بارش بارون گوش بدی


To leave the Shower and find that
the towel is warm
از حموم که اومدی بیرون ببینی حو له ات گرمه !


To clear your last exam.
آخرین امتحانت رو پاس کنی


To receive a call from someone, you don't see a
lot, but you want to.
کسی که معمولا زیاد نمی بینیش ولی دلت
می خواد ببینیش بهت تلفن کنه


To find money in a pant that you haven't used
since last year.
توی شلواری که تو سال گذشته ازش استفاده
نمی کردی پول پیدا کنی


To laugh at yourself looking at mirror, making
faces.
برای خودت تو آینه شکلک در بیاری و
بهش بخندی !!!


Calls at midnight that last for hours.
تلفن نیمه شب داشته باشی که ساعتها هم
طول بکشه


To laugh without a reason.
بدون دلیل بخندی


To accidentally hear somebody say something good
about you.
بطور تصادفی بشنوی که یک نفر داره
از شما تعریف می کنه


To wake up and realize it is still possible to sleep
for a couple of hours.
از خواب پاشی و ببینی که چند ساعت دیگه
هم می تونی بخوابی !


To hear a song that makes you remember a special
person.
آهنگی رو گوش کنی که شخص خاصی رو به یاد شما
می یاره


To be part of a team.
عضو یک تیم باشی


To watch the sunset from the hill top.
از بالای تپه به غروب خورشید نگاه کنی


To make new friends.
دوستای جدید پیدا کنی


To feel butterflies!
In the stomach every time
that you see that person.
وقتی "اونو" میبینی دلت هری
بریزه پایین !


To pass time with
your best friends.
لحظات خوبی رو با دوستانت سپری کنی


To see people that you like, feeling happy
.کسانی رو که دوستشون داری رو خوشحال ببینی


See an old friend again and to feel that the things
have not changed.
یه دوست قدیمی رو دوباره ببینید و
ببینید که فرقی نکرده


To take an evening walk along the beach.
عصر که شد کنار ساحل قدم بزنی


To have somebody tell you that he/she loves you.
یکی رو داشته باشی که بدونید دوستت داره


remembering stupid
things done with stupid friends.
To laugh .......laugh. ........and laugh ......
یادت بیاد که دوستای احمقت چه کارهای
احمقانه ای کردند و بخندی
و بخندی و
....... باز هم بخندی


These are the best moments of life....
اینها بهترین لحظه‌های زندگی هستند


Let us learn to cherish them.
قدرشون روبدونیم

"Life is not a problem to be solved, but a gift to be enjoyed"
زندگی یک هدیه است که باید ازش لذت برد
نه مشکلی که باید حلش کرد

وقتی
زندگی 100 دلیل برای گریه كردن
به
تو نشان میده تو 1000 دلیل
برای
خندیدن به اون نشون بده.
(چارلی‌ چاپلین)

+نوشته شده در جمعه 1388/07/24ساعت19:6توسط I am emo girl |
نشستيم با هم...

من و تو...

آرام و بي صدا...

خيره سوي آسمان...

قرار مان شد اول تو باز كني كوله بارت...

تا سبك شود شانه هايت....

تو شروع كردي...

يك به يك...

تك به تك...

گفتي آرزوهايت...

دستانمان در هم...

بدرقه كرديمشان سوي آسمان...

چشم دوختيم سوي خدا...

تمام شد آرزوهايت...

و من مات ماندم!

مات ِ مات...

خيال باطلي بود!

من آرزوي تو نبودم!

حتي در گوشه اش....

افسوس!

كاش يكي از آرزوهايت بودم فقط!

نوبت من شد!

و من....

سكوت كردم و نگاه....

پرسيدي: آرزويي نداري؟

لبخندي زدم...

و باز هم سكوت...

و تو هيچ گاه نفهميدي....

كه من تمام مدت...

آرزوهايت را آرزو مي كردم....!

+نوشته شده در چهارشنبه 1388/07/22ساعت17:18توسط I am emo girl |
دلم برات تنگه دلم خیلی از دوریت گرفته دوست دارم محکم بغلت کنم تمام بدنم از عطر بدنت پرشه دوست داشتم به چشمات نگاه میکردم تا آرامش خاص نگات منو آروم میکرد . آااااه که چه حس قشنگیه نوازش کردن تو زمانی که تو بغلمی دستای لطیف و مهربونتو میگیرم و از خدا میخوام که هیچ وقت این دست از من رها نشه

دوستت دارم و دوستت خواهم داشت

با وجود چشمای تو نیازی به التماس ستاره ها نیست وقتی یه ماه مثل تو دارم دیگه از شب های تاریک تنهایی نمیترسم

عشق من عاشقتم تکرارت هر شب عادته

+نوشته شده در یکشنبه 1388/07/19ساعت13:53توسط I am emo girl |
میگن عاشقا عشقشون رو زیبا می بینن. این دفعه که دیدمت خیلی زیبا

شده بودی. نمی دونم تو هر دفعه داری زیباتر میشی یا من عاشقتر؟!

+نوشته شده در یکشنبه 1388/07/19ساعت13:45توسط I am emo girl |
سلام من بازم اومدم...بعد از مدت ها...بازم طاقت نیاوردم...بازم دلم گرفت...بازم پاییز اومد...بازم دلم گرفت...بازم دلتنگش شدم...دلتنگ کی و چی نمی دونم...حتی دیگه کسی رو که یه زمانی عشقم بود همه ی دلخوشیم بود دوست ندارم..منتظرش نیستم..میدونم نمیاد..ولی حتی اگه بیاد هم نمی خوامش..فقط دلتنگم....
+نوشته شده در جمعه 1388/07/17ساعت12:30توسط I am emo girl |
خدايا قسمت مي دم به اين روز....خدايا كمكم كن....

+نوشته شده در پنجشنبه 1388/06/19ساعت23:27توسط I am emo girl |

سلام

امروز میخوام یه قصه بگم

قصه ی دلی که.....

دیوونه شده تو تنهایی داره میمیره

کسی رو نداره که با هاش حرف بزنه

کسی رو نداره تا با دیدنش خوشحال بشه

خیلی وقته اون کسی رو که تموم دنیاش بوده رو ندیده

صداشو نشنیده باهاش حرف نزده,به خاطر اون نخندیده

خیلی وقته دیگه دستشو تو دسته اون نذاشته تا یه کم از غماش کم بشه

اصلا یادش رفته که چه طوری میتونه گریه کنه

آره یه جورایی داره ذره ذره میمیره

اماکسی نمی دونه آخه با کسی از دردش نمی گه تایه وقت نکنه کسی بهش ترحم کنه

دلش بسوزه بگه آخی الهی! چقدر بی رحم بود که ولت کرده و رفته

حتما عاشق کسه دیگه ای شده که بهت محل نمی ده حتما دیگه دوست نداره

اون دخترم همه ی دلخوشیش شده یه پسر به اسم امين

یه فرشته که صُبحا فقط با دیدن اونه که خوشحال میشه

وقتی باهاش دست میده حس میکنه هنوز نمُرده هنوز زنده ست

هنوز نفس میکشه

بخاطر اینکه کسی متوجه درد سنگینی که تو قلبشه نشه

مجبور الکی بخنده شاد باشه, نکنه یه وقت مثل دیوونه ها بغض کنه

باید مراقب باشه تا اشکاشو کسی نبینه کسی نفهمه چشه

انقدر گناه کاره که روش نمیشه از خداکمک بخواد

روش نمیشه بگه خدایا کمکم کن

الانم نمی دونه چرا داره این حرفارو میگه

شاید اینم از علائم دیوونگیشه

ولی هرچی هست خدا,خدا میکنه تا اون کسی که

دلش رو دزدیده یه وقت به این وبلاگ سر نزنه

تا از غمش باخبر بشه

همش به این فکر میکنه که شاید هنوزم

دخترک رو دوست داشته باشه

شاید دلتنگش شده باشه

اون میدونه هیچ کس جز خدا نمی تونه کمکش کنه

خدای آسمونااااا خداکهکشونهاااا

برس به داد دلِ عاشق ما جوونااااااا

اون دیونه الان داره ذره ذره دور از چشم بقیه می میره

دعا کنید زودتر بمیره.......

+نوشته شده در یکشنبه 1388/06/15ساعت14:11توسط I am emo girl |

بمیرم واسه اووووووووون نازه نگاهت

می مونم همیشـــــــــــه من چشم به راهت

تو چی خواستی که من واست نکردم

ماله من نبودی نگات میکردم

دلم بی قراره کارش انتظاره

میخواد ببینتت بهت بگه دوست داره

تو نیستیو این دل فقط چشم به راته

فقط منتظره شنیدن اون صدات

یه روزبه من گفتی برو

گفت نمی خوامت تو رو

شکستی قلبه خستمو

تنها گذاشتی دستمو

اما بی قرارم واست نگرانم

طاقته دوریه ی تو رو ندارم


+نوشته شده در یکشنبه 1388/06/15ساعت14:10توسط I am emo girl |

دارم ميميرم از غم دوريت

تو بي خيالي غرق غروري

حالم عجيبه دل شوره دارم

كاشكي بدوني چه بي قرارم

                          چه بي قرارم..........

 

كاشكي بفهمي كاشكي بدوني

كاشكي بيايو پيشم بموني

چشماتو هر شب تو خواب مي بينم

چشم انتظارت تا كي بشينم؟

 

كي تو نگاهم عشقو ميخونــــــــي؟

منو به چشمات كي ميرسونــــــــي؟

 

كاشكي بفهمي من تو رو ميخوام

تويي عـزيــــــــــــزم تموم دنيام

 

دارم ميميرم از غم دوريت

تو بيخيالي غرق غروري

حالم عجيبه دل شوره دارم

كاشكي بدوني چه بي قرارم

                                       چه بي قرارم....


+نوشته شده در یکشنبه 1388/06/15ساعت14:8توسط I am emo girl |

بعد پر كشيدنت دل منم ديوونه شد.......

+نوشته شده در جمعه 1388/06/13ساعت15:9توسط I am emo girl |

آن زمان كه خبر مرگ مرا مي شنوي كاشكي صورت خندان تو را

مي ديدم....

+نوشته شده در دوشنبه 1388/06/02ساعت22:19توسط I am emo girl |

فقط میدانم که دوستت دارم تحت هر شرایطی .به خدا با تمام این اتفاقات

که منجر به از دست دادن همه زندگیم شد باز هم میگویم وبا صراحت و با

صدایی رساتر از قبل که عشق من؛ همیشه برام از هر کس و هر چیز

بیشتر قابل احترامی.بیشتر از قبل عاشقانه دوستت دارم و بیشتر از قبل

بهت محتاجم .

فقط مواظب خودت باش

+نوشته شده در شنبه 1388/05/31ساعت22:49توسط I am emo girl |

آخه چرا منو تنها گذاشتي

منو با گريه و غم جا گذاشتي

همش فكر ميكنم شايد از اول

منو حتي يه لحظه دوست نداشتي....

+نوشته شده در شنبه 1388/05/31ساعت21:50توسط I am emo girl |

هنوز يادم هست اين درد را كه مثل خوره روحم را مي خورد و قلبم روزي هزار

بار در تپيدنش مكث مي كرد و نگاهم از گوشه ديوار آنطرف تر نمي رفت و....

خدا يا آدمها را اين همه بي رحم چرا آفريدي؟چرا؟

+نوشته شده در شنبه 1388/05/31ساعت21:44توسط I am emo girl |

- دنیا را بد ساخته اند کسی را که دوست داری ٬

دوستت ندارد

کسی که تو را دوست دارد٬

تو دوستش نداری

اما کسی که تو دوستش داری و او هم دوستت دارد ٬

به رسم و آیین زندگانی به هم نمی رسند ،

و این رنج است زندگی یعنی این

+نوشته شده در شنبه 1388/05/31ساعت10:40توسط I am emo girl |

گریه نکن دل ِ بی تاب از بی خبری ...

شکوه نکن از تن رنجور از دربدری ...

ای وایی ...

+نوشته شده در دوشنبه 1388/05/26ساعت19:7توسط I am emo girl |

 

نمی دونم چه مرگمه!؟

بریدم ... خسته ام ... کم آوردم !!!

ای وایی ... باز قلبم تیر میکشه ...!!!

+نوشته شده در دوشنبه 1388/05/26ساعت19:6توسط I am emo girl |

بعضی وقتها از سادگی خودم و پستی آدمها حالم بهم میخوره ...

+نوشته شده در دوشنبه 1388/05/26ساعت19:3توسط I am emo girl |
ديگه نمي دونم از دلتنگي چي بنويسم....خسته شدم....
+نوشته شده در دوشنبه 1388/05/26ساعت11:28توسط I am emo girl |

سلام گلم خوبی؟

نمی دونم به این وبلاگ سر میزنی یا دیگه نه...

امین دیشب یه خوابی دیدم...

یه خواب بد...

شایدم خوب...

خواب دیدم به خاطرت خودمو کشتم.....

وقتی این خبرو دادن بهت اول باور نکردی...

گغتی فیلمه...

یه نامه نوشته بودم برات...

بعد از این که خوندی گفتی مشتاق کجاست؟....

گفتن سرد خونه...........

نمی دونم چرا رنگت پرید...

نیومدی سرد خونه...

سر خاک بود...

همه بودن...حتی تو........

کفن پیچ بودم...

منو گذاشتن تو گودال....ت

و هم اومدی تو گودال...

تو نامه ازت خواسته بودم برای آخرین بار تو گوشم بگی دوست دارم و یه یادگاری از خودت بذاری کنار جنازم...

خم شدی و تو گوشم گفتی(( دوست دارم خانمی))...

دست چپمو باز کردی و گردنبندی و که همیشه تو گردنت میشد گذاشتی تو دستمو با چشمای خیس از گودال

اومدی بیرون...

گریه نکن امین خب...

من خودمو کشتم تا تو راحت زندگی کنی...

سر قبرم گریه نکن...

خاکو ریختن روم...

موندم زیر خاک...

همه رفتن...

همه همه ولی نمی دونم تو چرا نرفتی....

موندی سر خاکم...

ماه ها گذشت...

تو هنوز همون جا بودی...

سر خاک...ل

اغر شده بودی...

من شدم لیلی قصه ها و تو هم ....تو هم عشق لیلی....

امین تو که قرار بور بیایی سراغم پس چرا بعد از مردنم...

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟

یهو دیدم بابام داره بیدارم میکنه...

بیدار شدم...

دیدم هم مامانم هم بابام بالا سرمن...

تو خواب داشتم گریه میکردم...

آخه تو خواب دیده بودم خودمو کشتم...

+نوشته شده در یکشنبه 1388/05/25ساعت13:18توسط I am emo girl |
اگه گریه بزاره مینویسم کدوم لحظه تورو ازمن جدا کرد

 نگو اصلا نفهمیدی نگو نه تو بودی اون که دستامو رهاکرد

خودت گفتی خداحافظ تموم شد منو تو سهممون ازعشق این بود

خود تو حرمت عشقو شکستی بریدی آخر قصه همین بود

اگه مهلت بدی یادت میارم روزایی که بی تو عین شب بود

 تموم سهمت ازدنیا عزیزم بزاریادت بیارم یک وجب بود

 بهت دادم تموم آسمونو خودم ماهت شدم اروم بگیری

 حالا ستارهها دورت نشستن منو ابری گذاشتی داری میری

 بیا برگردد ازین بنبست بی عشق بزار این قصه این جوری نباشه 

آخه بذر جدایی رو چرا تو چرادستای تو باید بپاشه

 خدا حافظ نوشتن کارمن نیست آخه خیلی باهات ناگفته دارم

 اگه گریه بزاره مینویسم اگه مهلت بدی یادت میارم

+نوشته شده در شنبه 1388/05/24ساعت22:33توسط I am emo girl |

سلام من اومدم بعد از يه وقفه طولاني..


يه چيزي فقط امدم بگم و بازم برم....


 امين دلم برات خيلي بيشتر از اوني كه بتوني تصور كني تنگ شده...


نمي دونم تا كي قراره  اين دوري رو تحمل كنم...واقعا خسته شدم....


امين دوست دارم...


+نوشته شده در جمعه 1388/05/23ساعت13:9توسط I am emo girl |

اي مسافر !  اي جدا ناشدني ! گامت را آرام تر بردار ! از برم آرام تر بگذر ! تا به کام دل ببينمت .
بگذار از اشک سرخ گذرگاهت را چراغان کنم .
آه ! که نميداني ... سفرت روح مرا به دو نيم مي کند ... و شگفتا که زيستن با نيمي از روح تن را مي فرسايد ...
بگذار بدرقه کنم واپسين لبخندت را و آخرين نگاه ات را .
مسافر من ! آنگاه که مي روي کمي هم واپس نگر باش . با من سخني بگو . مگذار يکباره از پا در افتم ... فراق صاعقه وار را بر نمي تابم ...
جدايي را لحظه لحظه به من بياموز...   

آرام تر بگذر ...
وداع طوفان مي آفريند... اگر فرياد رعد را در طوفان وداع نمي شنوي ؟! باران هنگام طوفان را که مي بيني !  آري باران اشک بي طاقتم را که مي نگري ...
من چه کنم ؟ تو پرواز مي کني و من پايم به زمين بسته است ...
اي پرنده ! دست خدا به همراهت ...
اما نمي داني ... نمي داني که بي تو به جاي خون اشک در رگهايم جاريست ...
از خود تهي شده ام ... نمي دانم تا باز گردي مرا خواهي ديد ؟؟؟

+نوشته شده در یکشنبه 1388/05/11ساعت15:29توسط I am emo girl |

بچه که بودیم فکر میکردیم بزرگ میشیم درس میخونیم و دکتر میشیم و همه آدمهای مریض رو معالجه میکنیم...خودمون رو که تصور میکردیم یه روپوش سفید...یه عینک و یه کیف پر پول میدیدیم...پولهایی که توی عالم رویاهای بچگونه برای من و تو نبود...برای تموم آدمایی بود که پول نداشتن...

فکر میکردیم...بزرگ که شدیم...وقتی قدمون اندازه مامان و بابا شد...زندگیمونو با کسی که دوسش داریم پیوند میدیم و تموم محبتی که توی دلهای کوچولومون بود...توی عالم بچگی نثارش میکردیم...

وقتی میدیدیم مامان و بابا دعواشون میشه یه گوشه قایم میشدیم و به این فکر میکردیم که ما هیچوقت اشتباه اونا رو تکرار نمیکنیم...

فکر میکردیم فقط کافیه تا بزرگ بشیم تا دنیا قشنگ بشه...آسمون یکرنگ بشه...قلب کوچولومون پر از محبتی بود که میخواستیم وقتی بزرگ شدیم به همه تقدیم کنیم...

سالها گذشت و بزرگ شدیم...اونقدر بزرگ که تموم رویاهامون یادمون رفت...نه دکتر شدیم و نه روپوش سفید پوشیدیم...فقط یه کیف پر از پول داشتیم که تموم پولهاش برای خودمون بود...شاید فکر میکردیم مقصر ما نیستیم که شاید یه گوشه شهر ...یکی برای سیر شدن بچه هاش...خودشو بفروشه!

وقتی کسی رو پیدا کردیم که قرار بود تموم زندگیمونو بهش تقدیم کنیم...همه هستیشو ازش گرفتیم و حسرت یه دنیا خوشبختی رو به دلش گذاشتیم...شاید فکر میکردیم مامان و بابا اون روزها حق داشتن که با هم دعوا کنن...شاید فراموش کردیم که میخواستیم خوشبخت بشیم...

بزرگ شدیم اما یادمون رفت قرار بود خودمون دنیا رو قشنگ کنیم...نشستیم تا دیگران دنیامونو پر از قشنگی بکنن...و وقتی نتونستن ...ترکشون کردیم...به همین سادگی!!!

حالا که دیگه بزرگ شدیم...دیگه دنیا قشنگ نیست...دیگه آسمون یه رنگ نیست...دیگه محبتی نمونده که بخوایم تقسیمش کنیم...هر چی که هست غم و حسرت و ماتمه...

دیگه نمیخوام بهت نوید روزهای قشنگ آینده رو بدم...نمیخوام بگم دنیا قشنگ میشه...دلها پر از محبت میشه...نیومدم بگم غصه نخور همه چی درست میشه...

اومدم بگم...اگه دنیا قشنگ نیست ... اگه آسمون یکرنگ نیست...به من و تو چه ربطی داره؟ قرار نیست که بشینیم و خوشبختی رو گدایی کنیم...فقط بیا راه درست رو پیدا کنیم!

+نوشته شده در یکشنبه 1388/05/11ساعت15:26توسط I am emo girl |
اگر آدم هم عاشق بود،


نه، اصلا اگر آدم آدم بود


که به جای لبهای سرخ حوا


سیب سرخ ممنوعه نمیچید!
+نوشته شده در سه شنبه 1388/05/06ساعت21:52توسط I am emo girl |

هرگز به دست اش ساعت نمی بست

روزی از او پرسیدم

پس چگونه استکه همیشه سر ساعت به وعده می آیی ؟

گفت:

ساعت را از خورشید می پرسم

پرسیدم روزهای بارانی چطور؟

گفت:

روزهای بارانیهمه‌ی ساعت ها ساعت عشق است!

راست می گفت

یادم آمد که روزهای بارانی

او همیشه خیس بود...

+نوشته شده در سه شنبه 1388/05/06ساعت21:40توسط I am emo girl |

 

 


بازم از تو می نویسم روی نامه های خیسم می ریزه اشکای مردم از رو


گونه های خیسم...می نویسم که بدونی واسه من هنوز همونی مینویسم


که دوباره بیای و پیشم بمونی...بازم از تو می نویسم روی گلبرگ شقایق


بازم از تو می نویسم از تو و این دل عاشق از گذشت این دقایق... قفس


تلخ جدایی منو چشم براه نشونده غم لحظه های بی تو جون و به لبم


رسونده دیگی طاقتی نمونده...

 

+نوشته شده در سه شنبه 1388/05/06ساعت21:39توسط I am emo girl |

ولد دهه ی شصت ... نسلی که ما هستیم 

نسل ما، متولد شلوغترین دوره از تاریخ ایران بود. دوره ی نا آرامیهایی که

میرفت تا حکومت بعدی را به حکومت قبلی تحمیل کند. نسلی که در

بلوای جنگ بدنیا آمد و صدای گریه اش در هیاهوی تیر و رگبار گم شد. در

میان انبوه عکس شهدا و کاروان پیکرهای نیمه تمام مفقود الاثرها قد

کشید و چندان دیده نشد. نسل شیرخشکهای کوپنی، نسل تحریمها و

تبعیضها. نسل قلکهای پول تو جیبی برای بچه‌های جبهه، نسل بادبادکهای

کاغذی، نسل اجبار مقنعه از شش سالگی. نسل کتاب تاریخهای تحریفی

و نصایح ناگزیر چهارصد صفحه ای امام. نسلی که عادت کرده بود به دم

نزدن از تناقصهای خانه و مدرسه. نسل چوب دوسر نسوزی که بیست و

دو بهمن ها با مدرسه به تظاهرات میرفت و تشویق میشد و عصر همان

روز تحقیر و توبیخ میشد به جرم آستینهای کوتاه و موهای وحشی بیطاقت

زیر روسری و شالها!

نسلی که ما بودیم .... نسل کم توقعی که اگر به موی سرش، به روسری

و پوشش اش ایراد نمیگرفتند میرفت که نسل سر به راهی بماند. نسلی

که چیز زیادی نمیخواست، داشت عادت میکرد به آنهمه محدودیت که تنها

مهم کم و زیادش بود.  

دلش به حاشیه ها گرم بود، به هر از گاهی تئاتر شهر رفتن، کتابهای

ممنوع را از دست و بال دستفروشها درو کردن و این میانه فیلم به زبان

اصلی دیدن و تحلیلهای غیر کارشناسانه. نسلی که در به در پیتزای

پیرونی میخورد و سپس تا آخر شب در گودو اظهارات روشنفکرانه اش را

لیست میکرد و بلند بلند فروغ و شاملو میخواند.

نسل بی‌آوازه‌ای که می‌رفت تا همین چند وقتِ پیش، تمام موجودیتش به

شش و هشت‌های پراکنده در ضیافت‌ها و میهمانی‌های بی‌خنده و دود

محدود شود. به دلخوشیهای زودگذر که اگر آنهم نمیبود هیچ چیز دیگری

هم نبود .

نسلی که رضا داده بود به تقدیرش بر زاده شدن در مختصات محدودیت و با

این حال میبالید به تاریخ کهنش و متعصب بود بر ذره ذره از خاکش. نسل

ما هرچند سرکش، اما انتظار کمی داشت. نه پول نفت را خواسته بود و نه

ادعای جاه و مقام، نه هیچ چیز دیگر...

+نوشته شده در یکشنبه 1388/05/04ساعت19:55توسط I am emo girl |

یک دوست (دختر / پسر) مثل یك آدامس است...


جویدن طولانی هر آدامسی به‌جز بیمزه شدنش حاصلی ندارد.


هیچ وقت آدامس نیم‌خورده‌ی كسی را به دهان نگذارید.


داشتن آدامسی كه نتونی بازش كنی با نداشتنش هیچ فرقی ندارد.


آدامس زیاد مانده ارزش جویدن ندارد.


هر از چندی به دندانهایتان هم فرصت استراحت بدهید. به هرحال


آدامستان را می‌توانید عوض كنید ولی دندانهایتان را نه.


به چشیدن طعم تنها «یك» آدامس اكتفا نكنید. آدامسها در شكلها، قیمتها


و مزه‌های مختلف ساخته می‌شوند.


فراموش نكنید كه پایان كار هر آدامسی سطل آشغال است. پس برای


هیچ آدامسی قیمت زیادی نپردازید.


داشتن یك بسته آدامس همیشه بهتر از داشتن فقط یك آدامس است.


حسرت آدامسی كه دور انداخته‌اید نخورید. آدامس‌های خوشمزه‌تر


همیشه پیدا می‌شوند.


و ازدواج مثل قورت دادن آن است. هیچ احمقی آدامسش را قورت


نمی‌دهد.

+نوشته شده در شنبه 1388/05/03ساعت12:55توسط I am emo girl |